8am Media | پادکست ۸صبح
پادکستهای ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیلگران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار میگردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته میشود. ۸صبح، چهار پادکست تولید میکند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است. The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”
پادکست هفتگی، برنامههای ضبط شده ایکس اسپیس (تویتتر) که به صورت هفتهوار به صورت زنده نشر میگردد و نسخههای ضبط شده آن اینجا به صورت پادکست منتشر میشود
@8amSpaces
@HashteSubhDaily
@8am.Media
@8am.Afghanistan
Episodes

Jul 31, 2026
Jul 31, 2026
9 min
لبخند پرغروری بر لبانش نشست و گفت: «بله، اولنمره صنف بودم؛ اما قسمت نشد بعد از صنف دهم ادامه بدهم. سال بعد با پدرت ازدواج کردم. آن روزها هم پنهانی درس میخواندیم، هم قالینبافی میکردیم و هم چادر میدوختیم تا خرج خانه را تامین کنیم.»

Jul 23, 2026
Jul 23, 2026
9 min
ما فقط نظارهگر بودیم. نظارهگر اعلام نتایجی که هیچ سهمی در آن نداشتیم. فهرستها منتشر شدند، نامها خوانده شدند، رتبهها اعلام شدند، اما جای هزاران دختر در آن خالی بود؛ دخترانی که شاید اگر فرصت داشتند، بهترین نتیجهها را رقم میزدند، شاید پزشک میشدند، آموزگار، مهندس، خبرنگار، قاضی، پژوهشگر یا هر چیزی که سالها در سکوت و سختی آرزویش را پرورانده بودند.

Jul 15, 2026
Jul 15, 2026
49 min
زهرا یگانه، نویسنده و کنشگر حقوق زنان، سالهای بسیاری از زندهگی خود را صرف دادخواهی برای احقاق حقوق زنان و مبارزه با تبعیض و نابرابری کرده است. او روایت زندهگی و تجربههای زیستهاش را در کتاب «روشنای خاکستر» به رشته تحریر درآورده؛ کتابی که فراتر از یک زندهگینامه شخصی، بازتابی از بخشی از تجربه جمعی زنان افغانستان است. او در این گفتوگو، درباره مسیر زندهگی، انگیزههای کنشگری، دشواریها، مقاومت و امید به آینده سخن میگوید.

Jun 30, 2026
Jun 30, 2026
7 min
او به من گفت: «تو را گفتم اگر حرف ما را نشنوی و از خانه بیرون شوی، وقتی طالبان تو را بردند، دیگر راهی به این خانه نداری.» پدرم نیز هر بار یادآوری میکند که اگر پایم به حوزه طالبان برسد، دیگر دختر او نیستم و حتا نامی از من نخواهد برد. گویا پس از رویدادهای هرات، اعضای خانوادهام نیز با خانهنشین شدن دختران موافق شدهاند.

Jun 24, 2026
Jun 24, 2026
14 min
حاصل یک عمر زندهگی پربار، اما کوتاهش را بر سنگ مزارش نوشتند: «محمد حسن، فرزند محمد اعظم، باشنده اصلی ولایت پروان، ولسوالی جبلالسراج، روستای گلبهار، سکونت فعلی ناحیه ۱۱ خیرخانه. تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب خیرخانه به پایان رساند و در سال ۱۳۶۵ وارد دانشگاه حربی شد و تحصیلاتش را در رشته مخابره به پایان رساند. بیش از بیست سال در اردوی افغانستان خدمت کرد، از جمله ۱۰ سال در قول اردوی عملیاتهای خاص و بیش از یک سال را منحیث قوماندان کندک هشتم کوماندو در لوگر ایفای وظیفه کرد و سرانجام به تاریخ ۲۸ جوزای سال ۱۳۹۷، روز چهارم عید سعید فطر، در بازار خضر ولایت لوگر توسط مرمی دشمنان مردم افغانستان جام شهادت نوشید. روحش شاد باد.»

Jun 11, 2026
Jun 11, 2026
27 min
Professor Giorgia Pietropaoli is an Italian writer, investigative journalist, researcher, and cultural activist from Rome. She studied Classical Literature as well as Persian Language and Literature, and earned her PhD in Political Science.
Through her work as a journalist and researcher, she has focused on human rights, women’s voices, and cultural narratives. She recently published an investigative essay titled Afghanistan: Dove Tutto Cambia per Non Cambiare Mai (“Afghanistan: Where Everything Changes So Nothing Ever Changes”).

May 31, 2026
May 31, 2026
10 min
با دیدن ناگهانی خون در بدنم، شوکه شدم. وقتی دیدم که از من خون میآید، چشمانم از ترس گشاد شده بود، گونههایم سرخ شده بود و بدنم از ترس میلرزید. در دلم غوغایی از دلهره برپا بود. با خود میگفتم: «مرا چی شده است؟ این چیست؟ خدایا، خدایا، مرا چی شده است؟» از مادرم شرم میکردم که بگویم در آن قسمت خصوصی بدنم خون دیدهام. در حالیکه مادرم زن مهربان و بادرکی بود، اما در وجودم احساس شرم میکردم.

May 21, 2026
May 21, 2026
7 min
انفجار در شفاخانه معتادان رخ داده است. تعداد قربانیان را ۴۰۰ تن اعلام کردهاند. با دیدن تصاویر و آگاه شدن از هویت قربانیان، آه بزرگی میکشیم. مادرم، در حالی که اشک در چشمانش حلقه میبندد، میگوید: «امان از دل مادرانشان در این شب و روزهای عید…»

May 14, 2026
May 14, 2026
36 min
رضوانه رحیمی، روانشناس و زنی است که سالها همدرد، همراز و مشاور زنان بوده است؛ زنانی که برای بهبود زندهگی و ارتقای سلامت روانشان به او مراجعه کردهاند. در این گفتوگو از مسیر روانشناس شدن او میشنویم، از موضوعاتی که بیشتر زنان در اتاق درمان درباره آن صحبت میکنند، و از تجربههای او در مواجهه با دخترانی که در شرایط دشوار فعلی زندهگی میکنند. او از دخترانی میگوید که گاهی هیچ راه و چارهای پیش روی خود نمیبینند، اما همچنان به دنبال نور امید هستند و نمیخواهند در سایه افسردهگی باقی بمانند.

May 7, 2026
May 7, 2026
13 min
آن، دختری که رویای نویسنده شدن را در سر داشت، دیگر نمیتوانست آزادانه در خیابانهای شهر قدم بزند، نمیتوانست در صنف درس بنشیند، نمیتوانست دوستانش را ببیند. چرا؟ تنها به جرم اینکه یهودی بود. یهودیانی که محکوم بودند تا ستاره زرد بر لباسشان بدوزند، نه به نشانه افتخار، بلکه به نشانه تحقیر، جدایی و سرنوشت تلخی که در انتظارشان بود. آنهایی که این علامت را داشتند، دیگر حق نداشتند در پارکها بنشینند، به سینما بروند یا حتا از دوچرخه استفاده کنند. مغازهها، مکاتب و شفاخانهها یکی پس از دیگری درهایشان را به رویشان بستند. بعد از مدتی، آنها را از خانههایشان بیرون کشیدند، مانند اشیایی بیارزش در واگنهای آهنی تنگ و بدون هوا چپاندند، به مقصدی که نامش را با دروغهای فریبنده پوشانده بودند، اما حقیقت آن چیزی جز مرگ نبود.

Apr 30, 2026
Apr 30, 2026
10 min
روایت ثریا، یکی از دانشجویان دانشگاه کابل، روایت تلاش و زحمت دهها دانشجویی است که پس از راهیابی به دانشگاه، بیثمر باقی مانده است؛ روایت او، روایت پنج سال انتظار و حسرت است.

Apr 22, 2026
Apr 22, 2026
48 min
مریم میترا، شاعر، پژوهشگری است که همواره کوشیده قلماش امتداد زیستجهان شخصی و پژواک صدای بخشی از جامعه باشد. در این گفتوگو، از کودکیاش و نخستین شعرهایی که سروده، سخن میگوید. همچنین، از امکان ترجمه شعر و معنای آن در زندهگیاش و نیز از تجربه تعلیق و زیستن در تبعید روایت میکند.

Apr 13, 2026
Apr 13, 2026
14 min
این دو روایت بخشی از واقعیت تلخ محرومیت ساختاری میلیونها دختر در افغانستان است. قصههایشان را بشنوید.

Apr 7, 2026
Apr 7, 2026
10 min
پس از ناپدید شدن شوهر، فشارها بر او چند برابر شد. بهعنوان یک زن تنها، بارها مورد بازجویی و آزار قرار گرفته و از او خواستهاند شوهرش را حاضر کند. در فضای مردسالار و بسته کنونی، او ناچار است بهتنهایی از خود و فرزندانش در برابر تهدیدها محافظت کند. دوستان شوهرش—که از او طلبکارند—بارها او و فرزندانش را تهدید کردهاند و حتا خطر ربودن آنها را مطرح کردهاند.

Apr 1, 2026
Apr 1, 2026
30 min
شکردخت جعفری، دانشمند برجسته، مخترع و نخستین زن فیزیکدان طبی افغانستان است؛ زنی که نامش با نوآوری و پیشگامی در عرصه دانش گره خورده است. تاکنون چندین اختراع از او به ثبت رسیده و جوایز معتبر جهانی به پاس خدمات و دستاوردهایش به وی اهدا شده است. در این گفتوگو، جعفری از تجربههای زیستهی خود سخن میگوید: از مسیر دشوار و پرچالش تحصیلی که پیموده، از بیگانهانگاشتهشدن در وطن خویش، و از تبعیضهایی که در محیطهای اکادمیک تجربه کرده است.
روایت او بازتاب مبارزه زنان افغانستان برای حضور در عرصههای علمی و شکستن مرزهای سنتی و از پیش تعیینشده است. دستاوردهای علمی و قصهی زندگی شکردخت جعفری، در زمانهای که زنان و دختران افغانستان با محدودیتهای سنگین روبهرو هستند، نهتنها الهامبخش، بلکه چراغی برای امید و مقاومت است.

Mar 30, 2026
Mar 30, 2026
6 min
هر صبح که برادرانم به کار یا درس میروند، من از پشت پنجره نگاه میکنم؛ نه از روی حسادت، بلکه از روی حس حذف شدن. حس اینکه من در نقشه این جامعه جایی ندارم.

Feb 22, 2026
Feb 22, 2026
13 min
چایمان را در گیلاس ریخت و گفت: «دخترم، این بار نوبت توست… انشاءالله به زودی، تو هم مثل سما جان عروس میشوی!» مادرش چند دقیقه نشست و بعد رفت. من و او تنها ماندیم. آن روز برایم همهچیز را گفت؛ اینکه چگونه پدرش او را در قمار به یک مرد باخت. مردی که دستکم پانزده سال از او بزرگتر بود. گفت هیچ علاقهای به او ندارد. گفت: «او هم مثل پدرم است. آغاز زندهگیام را پدرم به لجن کشید، ادامهاش را او میکشد.»

Feb 7, 2026
Feb 7, 2026
11 min
میدانستم نگران است. با آنکه خودش هم راضی نبود، اما هیچوقت مانع رفتنم نشد. پدرم همیشه تکیهگاهم بوده است. حتا مادرم از شدت نگرانی میگفت نرو؛ چون میترسید روزی به خانه برنگردم. پدرم میدانست اگر او هم مانع رفتنم شود، یعنی شکستن من؛ یعنی بریدن و از دست دادن آخرین امیدم.

Feb 2, 2026
Feb 2, 2026
11 min
من در افغانستان هستم؛ جایی شبیه یک چاه عمیق و تاریک. آرزو دارم نهتنها مریم، بلکه همه دختران از این سیاهچاله بیرون بیایند. در این چهار سال، اگر نهادهای آموزشی بیرون از افغانستان بر دختران افغانستان معیارهای سختگیرانه نمیگذاشتند، بسیاری از دختران میتوانستند به تحصیل خود ادامه دهند. اگر هر سال حتا یک دختر به این مراکز راه پیدا کند، میتوان از نسلکشی رویاهایمان و نابودی زندهگی دختران جلوگیری کرد. این راهحل منطقیای است که به ذهنم میرسد. بیایید دستبهدست هم بدهیم تا دختران را از این شرایط خفهکننده نجات دهیم.

Jan 24, 2026
Jan 24, 2026
18 min
با مممنوعیت تحصیل زنان، هزاران دختر از دستیابی به آموزش محروم شدند و ناچار بودند برنامهها و آرزوهای آیندهی خود را نیمهکاره رها کنند. در این میان زنانی بودند که دغدغه اصلیشان حفظ جان و سلامت همنوعانشان بود؛ زنانی که با وجود دهها چالش و محدودیت، راه خود را در رشتههای طبی ادامه دادند. اما با یک فرمان از ادامهی آن راه بازداشته شدند. رابعه الکوزی یکی از این زنان است. او در این گفتوگو از علاقهاش به رشتهی قابلگی، اهمیت تحصیل زنان در این رشته و تجربیاتاش سخن میگوید.

Jan 17, 2026
Jan 17, 2026
10 min
ما دخترانی هستیم با رویای درس خواندن و آیندهای که در آن شرافتمندانه و آزاد زندهگی کنیم. سرنوشت ما جدا از سرنوشت انسان در این جهان نیست. نگذارید رویاهای ما زیر خاک بپوسد. اگر صدای ما شنیده نشود، اگر امید به پیروزی اندک هم باشد، باز هم به مبارزه ادامه خواهیم داد.

Jan 10, 2026
Jan 10, 2026
13 min
در همین هیاهو، زنی میانسال با دستان ترکخورده و چشمان خسته کنار کراچی کوچکش لم داده است. وسایل اندکش را یکییکی از کیسه پارهاش بیرون میآورد: چند بسته دستمال کاغذی، چند عدد آفتابه پلاستیکی و چند جوره دستکش. هر بار که جنسی را روی کراچی میگذارد، گویی تکهای از امید را در دلش زنده میکند؛ امید برای اینکه روز تازه، نانی تازه برایش بیاورد.

Jan 3, 2026
Jan 3, 2026
42 min
شیرین عبادی، حقوقدان، فعال حقوق بشر، نویسنده و نخستین قاضی زن در ایران است که به مقام ریاست دادگاه رسید. او نخستین ایرانی برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل است. خانم عبادی سالها در حوزهٔ حقوق بشر فعالیت کرده و آثار متعددی از او منتشر شده است. در این گفتوگو، او از تجربههای زیستهٔ خود، نوشتن در بستر یک نظام سرکوبگر، دین و مسألهی زنان در جوامعی چون افغانستان و موضوعات دیگر سخن میگوید.این گفتوگو در جنوری 2025 ضبط شده است.

Dec 27, 2025
Dec 27, 2025
10 min
حرفهایی که چند روز قبل شنیدم: «کسی بیسواد نمیماند. فقط تو مکتب رفته نمیتوانی، دیگران زندهگی خوبی دارند.» عجیب است که در یک کشور میلیونها دختر از آموزش محروم باشند و به هر یک بگویند فقط تو. فقط ما؟ پس نسل بعد از ما چه؟ دخترانی که امسال صنف ششم هستند؟ آنهایی که دو ماه قبل به جمع ما پیوستند؟ فقط من؟ پس دخترک سیاهپوش مقابلم چه؟
لینک روایت: https://8am.media/fa/its-not-just-me/

Dec 23, 2025
Dec 23, 2025
11 min
«دقیقاً در دهم ثور سال ۱۴۰۱ بود که بههمراه خانوادهام راهی کشور ایران شدیم. آن لحظههای تاریک خداحافظی از بلخ، در پیش چشمانم همیشه روشن میماند؛ زیرا برای نخستین بار بود که آن حجم از ترکگفتن و خداحافظی را تجربه میکردم. ترک میکردم و بر زبانم بیت اول از شعر قهار عاصی را که در صنف هشتم خوانده بودم، پشت سر هم تکرار میکردم:«به کدام دل از اینجا به مسافرت برایمکه در این جزیره خون، رگ و ریشه کرده پایم».لینک روایت: https://8am.media/fa/the-end-of-the-line-the-end-of-a-fruitless-chapter-of-migration/

Nov 28, 2025
Nov 28, 2025
51 min
گفتوگو با منیژه رامزی
منیژه رامزی، نویسنده، پژوهشگر و یکی از زنانی است که دغدغهی عدالت، آزادی و برابری دارد و در این زمینه کارهای فراوانی انجام داده است. او در این گفتوگو مسیر زیسته و تجربیاتاش را روایت میکند. همچنین، از کتاب اخیرش «تا امر ثانی؛ حقایق ناگفته از مقاومت زنان افغانستان برای آزادی» سخن میگوید.

Oct 5, 2025
Oct 5, 2025
1hr 6 min
حمیرا قادری، نویسنده، پژوهشگر و کنشگر حقوق زنان، از تجربههای زیستهی خود و نسلاش روایت میکند؛ از قصهها و غصههایی که در دل تاریخ افغانستان جا ماندهاند. او از نخستین دورهی سلطهی طالبان، بازگشت دوبارهی این گروه و نقش و اهمیت ادبیات در زمانهی خفقان و امکانهای رهایی در چنین شرایطی سخن میگوید.
این گفتوگو در اکتوبر 2024 ضبط شده است.

Sep 27, 2025
Sep 27, 2025
1hr 25 min
پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان و اعمال محدودیتهای دست و پاگیر بر تمام جنبههای زندهگی زنان مشکلات صحت روان در میان زنان و دختران افغانستان افزایش یافته است. در مدت نزدیک چهار سال تسلط طالبان، زنان از همه حقوق خود محروم شده و روزهای دشواری را در چهار دیواری خانهها سپری میکنند. گزارشهای متعدد و به خصوص گزارش اخیر بخش زنان سازمان ملل نشان میدهد که شصت و نه درصد زنان در حاکمیت طالبان احساس اضطراب، انزوا و افسردهگی میکنند. همچنان، در تازهترین مورد، یافتههای گزارش تحقیقی روزنامه ۸صبح از هفت ولایت کشور نشان میدهد که پس از اعمال ممنوعیتهای آموزشی، تحصیلی و کاری زنان توسط طالبان زنان و دختران به انواع داروهای اعتیادآور و دخانیات رو آوردهاند.
این زنان بهدلیل بازماندن از تحصیل، عدم دسترسی به فرصتهای شغلی، محدودیتهای روزافزون، مهاجرت، تجربه زندان طالبان، فشارهای خانوادهگی و ازدواجهای اجباری از دخانیات و داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب استفاده میکنند. شماری از روانشناسان، پزشکان و مالکان داروخانهها با تایید این موضوع گفتهاند که در یک سال گذشته شمار زیادی از مراجعان جوان و نوجوان دختر داشتهاند که به دلیل افسردهگی حاد به استفاده از سیگار، تابلیت کی و تابلیت زیکپ روی آوردهاند.
یافتههای روزنامه ۸صبح در شش ماه نشان میدهد که شماری از زنان و دختران در ولایتهای کابل، هرات، بلخ، تخار، جوزجان، غزنی و سرپل، از دخانیات مانند سیگار، تابلیت کی، تابلیت زیکپ و قلیان برقی برای رهایی از رنج و فشار روحی و روانی استفاده میکنند. بسیاری از آنان، بهدلیل عدم پذیرش استفاده از دخانیات در میان زنان در جامعه افغانستان، از انواع داروهای آرامبخش، خوابآور و ضد اضطراب استفاده میکنند و استفاده از این داروها نسبت به دخانیات در میان دختران بازمانده از تحصیل به طور گسترده مشاهده میشود. در این گزارش با ۳۰ تن از دختران بازمانده از آموزش و تحصیل، زنان که تجربه زندان طالبان را داشتند و زنانی که در تبعید به سر میبرند، صحبت شده است. آنان گفتهاند که بسیاری از دوستانشان نیز پس از استفاده مداوم از دارو و دخانیات به آنها اعتیاد پیدا کردهاند. این دختران دلیل استفاده از دارو و دخانیات را کنترل فشار روحی روانی، سر درد شدید، دلتنگی، حس خفهگی و فکر نکردن به خودکشی عنوان میکنند و میگویند که در صورت استفاده کردن از دارو و دخانیات حس آرامش و خواب برای شان دست میدهد.
در این پادکست روزنامه ۸صبح، به بررسی پیامدهای استفاده از داروها و دخانیات، تاثیرات استفاده از آن، گسست زنان از اجتماع، چگونگی پوشش رسانهیی این پدیده، و به ارائه راه حلها و استراتیژیهایی برای بهبود سلامت روان دختران، خواهیم پرداخت. در این بحث، علاوه بر چشمدیدها و تجربیات مهمانان، خواهیم پرسید که پیامدهای روانی و اجتماعی استفاده از دخانیات و داروهای اعتیادآور چیست؟ چه راهکارهای عملی برای کاهش و حل این بحران باید گرفته گرفته شود؟ نگاه جامعه نسبت به زنانی که دچار افسردهگی یا اعتیاد هستند چگونه است؟ و نقش رسانهها در بازتاب وپوشش این پدیده در این شرایط چیست؟
برای دریافت پاسخ به این پرسشها، ۸صبح شما را به شنیدن این پادکست دعوت میکند.

Jun 23, 2025
Jun 23, 2025
13 min
گریه کودکی مکانمان را لو داد. دستگیر شدیم. از نیمهشب تا سه صبح، زیر برف و سرما ایستادیم. صدای گریه کودک گمشده، دل شب را میدرید. مادرها دنبال فرزندانشان میگشتند. پولیس بالای سرمان اسلحه گرفته بود؛ چشمها پر اشک، لبها بسته، پاها بیجان. یکی از ماموران مردی را زیر برف با مشت و لگد میزد. زار زدم، فریاد کشیدم: «بس است، لطفاً!» اما گوش کسی بدهکار نبود. بکسهایمان را آتش زدند تا برای کودکان یخزده گرما بسازند. تمام داراییمان خاکستر شد. ما را پیاده تا پاسگاه بردند. سرما چنان به پاهایمان چنگ انداخته بود که گام برداشتن ناممکن بود. یک کودک ششماهه، یخزده، در آغوشم بود. نفس نمیکشید. مادرش از حال رفته بود. باورم نمیشد… تا اینکه زن هراتی آمد، کودک را در بغل گرفت و با دستهایش سینهاش را فشرد. ناگهان کودک نفس کشید. بلند گفتم: «خدایا شکرت!» اما رهایی در کار نبود. ما را به گاوخانه کوچکی با سقف کوتاه بردند. زمین پر از ریگ و دیوارها پوشیده از سیم خاردار بود. حدود هشتاد نفر در یک اتاق تنگ و تاریک فشرده شده بودیم؛ جایی که نفس کشیدن هم دشوار بود. درها بسته شد. هیچ نوری نبود. تا ساعت ۱۲ ظهر زندانی بودیم. سپس ما را به اردوگاه چالدران در شهر منتقل کردند. آنجا مجبور شدیم کفشها، کمربندها و هرچه داشتیم را تحویل دهیم. حتا بوتهای مردان را گرفتند. بعد، مقصد اردوگاه ارومیه بود. آنجا بدترین روزهای زندهگیام را دیدم.

May 27, 2025
May 27, 2025
10 min
زن و رنج چند بعدی؛ «دوازده سال زیر انواع شکنجه و ظلم شوهرم مقاومت کردم»
مروه نیز جز همان زنان است؛ زنی که پس از دوازده سال ازدواج هنوز نمیداند برای جدایی از شوهرش به کجا مراجعه کند و چگونه خواهان حق خود شود؛ زیرا هر بار که حرفی از جدایی و طلاق برده نهتنها شوهرش، بلکه خانوادهاش نیز او را ترسانده و گفتهاند که طلاق کار سادهای نیست. اگر او خواستار جدایی شود شوهرش فرزندان را از او میگیرد و همه او را تنها میگذارند.









